ابوالقاسم شاكر

22

تاريخ تشيع در ايران (فارسى)

فراتر نهاده حتى امامت كسى را كه از راه زور و استيلا به منصب خلافت و رهبرى دست يافته ، مىپذيرند . « 1 » 2 - 3 . اصول سياسى شيعه به اعتقاد تشيع ، سياست از ديانت جدا نيست و نظام سياسى و حكومت از مبانى فكرى و عقيدتى نشأت مىگيرد ، به طورى كه اجراى احكام دين ، بدون وجود يك حاكميت سياسى مقتدر امكان نمىپذيرد . پيامبر اسلام ( ص ) و امام على ( ع ) آن‌گاه مبانى و اصول عقيدتى خود را به عمل درآوردند و خود الگو و اسوه براى اقتدا شدند كه حكومت و دولتى نبوى و علوى را بنيان نهادند . بنابراين اصول سياسى تشيع مانند اصول اعتقادى آن ريشه در قرآن كريم ، سنت نبوى و سيره علوى و ائمه اطهار دارد . براى تبيين اين موضوع به بررسى ويژگىهاى مهم اين انديشه مىپردازيم : الف ) شيعه و منشأ حاكميت ؛ به اعتقاد شيعه ، حكومت و زعامت مسلمانان از حياتىترين مسائل جامعه است و نمىشود خداوند كه توسط پيامبرش ( ص ) درباره همه مسائل از واجب ، حرام ، مستحب ، مكروه و مباح سخن گفته ، پيرامون حاكميت پس از پيامبر ( ص ) سخن نگفته باشد . شيعه منشأ حاكميت را الهى مىداند و معتقد است خداوند آن را به افراد خاصى وامىگذارد كه از ويژگى عصمت و علم لدّنى برخوردار باشند . از آنجا كه پس از پيامبر اسلام ( ص ) اين دو ويژگى در انحصار اهل بيت پيامبر بود فقط آنان شايستگى حكومت بر مردم را داشتند . بنابراين حكومت حق قانونى ائمه اطهار بود و اين مسئله به قبول و نفى مردم بستگى نداشت ، گرچه شرط تحقق و فعليت آن ، مقبوليت مردمى بود كه امروز از آن تعبير به مردم سالارى دينى مىشود . مردم سالارى دينى كه مىتوان آن را مكتب سياسى اصيل شيعه علوى دانست ، داراى سه ركن اساسى است :

--> ( 1 ) . شرح مقاصد ، ج 5 ، ص 233 - 236 .